حضانت
طبق قانون برای حضانت تعریفی گفته نشده است. اما معنای لغوی این واژه به صورت مراقبت کردن و محافظت از فرزند است. براساس قانون حضانت فرزند با اولیای آن می باشد.همه حضانت ها به یک صورت نیست و همه بچه ها شرایط یکسانی برای مراقبت ندارند.
متاسفانه والدین با انتخاب های اشتباه خود و سپس لجبازی و خود خواهی خود بدون توجه به فرزندشان و آینده او اقدام به طلاق می کنند. آنها با این کار اشتباهشان به این نمی اندیشند که چه عواقبی برای فرزندشان دارد و فقط در حال تلاش برای رهایی خود هستند. فرزندی که حاصل طلاق است اعتماد به نفس خود را از دست می دهند چون فکر می کنند کمبودی در زندگی دارند. اینگونه بچه ها بیشتر گوشه نشینی را انتخاب می کنند تا صحبت کردن.
زمانی که یکی از والدین(پدر یا مادر) فوت کند، این وظیفه بر عهده ولی در قید حیات است. هنگامی که پدر فوت کند سرپرستی به مادر داده می شود تا از فرزند خود نگهداری کند، باید به این نکته توجه کرده که اگر پدر بزرگ پدری فرزند در قید حیات باشدنیز دادگاه صلاحیت بچه را به او نمی دهد.
این امکان وجود دارد که پدر یا مادر با ارائه اسناد و مدارک به دادگاه ثابت کنند که یکی از والدین صلاحیت نگهداری از بچه را ندارد.
طبق ماده ۴۳ در قانون اگر پدر خانواده فوت کند، نگهداری بچه به مادرش داده می شود اگر دادگاه مادر را برای سرپرستی بچه رد صلاحیت کند حضانت بچه به شخص دیگری داده می شود.
ممکن است این سوال پیش بیاید که زمانی که والدین از هم جدا می شوند یا جدا از هم زندگی می کنند، وضعیت مراقبت و نگهداری از بچه ها به چه صورت است؟ آیا باید در این وضعیت به وکیل مراجعه کنیم یا خیر؟
زمانی هست که والدین جدا از هم زندگی می کنند، ولی هنوز طلاق نگرفته اند. در این صورت مراقبت از بچه تا ۷ سالگی بر عهده مادرش است و بعد از آن تا رسیدن به سن بلوغ بر عهده پدر است طبق ماده ۱۱۶۹ قانون.
اما گاهی این دادگاه است که تعیین می کند که بچه بعد از ۷ سالگی با چه شخصی زندگی کند. یکی از اصلی ترین وظیفه های دادگاه در مورد مراجعین متاهل این است که وضعیت بچه را مشخص کند که با چه شخصی زندگی کند؟ عاقبت بچه چه می شود؟ و کلی چرای دیگر که دادگاه پاسخ می دهد.
والدین می توانند در بین خودشان یکی را انتخاب کنند، که برای همیشه سرپرست بچه را به عهده بگیرد. اما اگر دادگاه تشخیص دهد که سرپرست کودک به صلاحش نیست اجازه حضانت را نمی دهد به شخصی که بین والدین انتخاب شده و خود دادگاه سرپرست صلاحیت دار را انتخاب می کند.
این دادگاه است که صلاحیت سرپرستی کودک را تشخیص می دهد. ممکن است دادگاه سرپرستی را به پدر یا مادر بدهد اما بعد از مدتی پدر یا مادر صلاحیت خود را از دست بدهند، دادگاه در این صورت باید مجدد تصمیم بگیرد برای سرپرستی کودک می گیرد.
بر اساس ماده ۴۲ سرپرست فرزند نمی تواند بدون اجازه ولی آن محل سکونت کودک را تغییر دهد.
بر اساس ماده ۴۷ دادگاه میزان نفقه را تعیین می کند.
بر اساس ماده ۱۱۶۸ طبق قانون حضانت و حقوق فرزند بر عهده والدین می باشد.
بر اساس ماده ۱۱۶۹ سرپرستی فرزند تا ۷ سالگی بر عهده مادر و بعداز آن تا رسیدن به سن بلوغ بر عهده پدر است.
بر اساس ماده ۱۱۷۰ اگر در زمان سرپرستی فرزند برعهده هر کدام از والدین باشد دچار جنون یا بیماری صعب العلاج شده باشد سرپرستی از او گرفته می شود.
بر اساس ماده ۱۱۷۱ اگر یکی از والدین فوت کند سرپرستی به شخصی می رسد که زنده می باشد.
بر اساس ماده ۱۱۷۲ هیچ کدام از ابوینی که دادگاه حق حضانت را به او داده نمی تواند از سرپرستی خودداری کند.
بر اساس ماده ۱۱۷۴ هر کدام از ابوینی که سرپرستی را برعهده ندارند می تواند فرزند خود را ملاقات کنند.ب
بر اساس ماده ۱۱۷۵ قانون حق جدا کردن فرزند از والدین را ندارد مگر با دلایل محکمه پسند.
بر اساس ماده ۱۱۷۹ والدین حق تنبیه فرزند خود را ندارند.
بر اساس ماده ۱۱۹۹ نفقه برعهده پدر و اجداد پدری است.
بر اساس ماده ۱۲۰۴ نفقه شامل تمام نیاز و امکانات برای فرزند می شود.
تفاوت حضانت فرزند و ولایت
دو عبارت حضانت فرزند و ولایت بر فرزند بعضا در عرف به جای یکدیگر به کار می روند. حال آنکه واقعیت این است که معنایی کاملا متفاوت با یکدیگر دارند. همانطور که می دانید ولایت در قانون ایران به پدر و جد پدری تعلق دارد. این قانون از فقه اسلامی الهام گرفته شده است. افراد، چه پسر و چه دختر، تا سن ۱۸ سالگی تحت ولایت پدر و جد پدری قرار دارند. نکته قابل توجه این است که ولایت پدر و جد پدری در عرض یکدیگر است. یعنی هر دو همزمان بر فرد ولایت دارند. هر چند که در عرف جد پدری معمولا در کار پدر دخالتی نمی کند. در هرحال ولی قهری و وصی منصوب از سمت او در اموال و حقوق مالی محجور، نماینده وی هستند.
اما حضانت فرزند بحثی کاملا متفاوت است. همانطور که گفتیم معنای اصطلاحی حضانت فرزند، نگهداری و سرپرستی کودک است. حضانت هم حق پدر و مادر است و هم تکلیف پدر و مادر در برابر فرزندشان. باید گفت که در قانون ما حضانت فرزندان تا سن ۷ سالگی با مادر است، اما او ولایتی بر فرزندان ندارد. سپس تا سن بلوغ حضانت به پدر تعلق دارد. پس از آن فرزندان خود می توانند انتخاب کنند با کدام یک از والدینشان زندگی کنند. در قانون قبلی حضانت دختر تا ۷ سالگی و پسر تا ۲ سالگی به مادر تعلق داشت. اما اکنون تفاوتی بین پسر و دختر وجود ندارد. در ادامه این مباحث را به تفصیل بررسی می کنیم.
در قانون برای دستیابی حضانت و ملاقات فرزند مراحلی وجود دارد، اگر بخواهیم در این مسیر با موفقیت خارج شویم بدون وکیل نمی توانیم این کار را انجام دهیم. با توجه به وکلای متخصص می توان با هزینه کم بهترین نتیجه را گرفت.
احکام حضانت
همانطور که در مبحث پیشین نیز گفتیم، حضانت فرزند طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی، هم حق والدین است و هم تکلیف آن ها. پیش از آنکه زوجین طلاق بگیرند، حق حضانت با هردوی آن ها است. یعنی کسی نمی تواند این حق را بدون علت قانونی از آنها سلب کند. همچنین حضانت تکلیف والدین است. یعنی آن ها باید مسئولیت کودکی که به این دنیا آورده اند را، چه از لحاظ جسمی و چه روحی و اخلاقی، بپذیرند.
این درست است که نمی توان حق حضانت را از والدین گرفت. اما بهتر است که بگوییم حق حضانت فرزند را بدون دلیل موجه نمی توان از والدین سلب کرد. در این مورد ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی مقرر کرده است که والدین باید در حدود توانایی خود در جهت تربیت فرزندشان تلاش کنند. پس اگر در این میان سهل انگاری صورت گیرد یا والدین در حق کودک کوتاهی کنند، حق حضانتشان ساقط می شود. در ادامه به تفصیل در رابطه با حضانت فرزند برای مرد و زن صحبت خواهیم کرد.
حضانت فرزند برای پدر
طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی حضانت فرزند دختر از ۷ تا ۹ سالگی یعنی تا سن بلوغشان با پدر است. حضانت فرزند پسر نیز از ۷ تا ۱۵ سالگی یعنی سن بلوغ در پسران به پدر تعلق دارد. پس از این سن دختر و پسر خودشان تصمیم می گیرند با کدام یک از والدین زندگی کنند. البته تبصره ماده ۱۱۶۹ نیز قابل توجه است. طبق این تبصره، بعد از ۷ سالگی، اگر اختلافی بین والدین در حضانت فرزند پیش آید، دادگاه با در نظر گرفتن مصلحت طفل حکم صادر می کند. پس احتمال اینکه پس از ۷ سالگی هم فرزندان نزد مادر بمانند وجود دارد.
همچنین طبق ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی، هیچ کدام از والدین که حضانت فرزند را پذیرفته اند، حق امتناع از نگهداری طفل را در آن دوران ندارند. اگر این امتناع صورت گیرد، حاکم باید این عمل را به هر یک از والدینی که حضانت را پذیرفته اند، اجبار کند. در این رابطه، والد دیگر، قیم، یکی از اقربا و یا مدعی العموم هم می توانند از حاکم درخواست الزام شخص به نگهداری از فرزند را بکنند. گاهی امکان الزام وجود ندارد. در این شرایط، حاکم باید حضانت را به خرج پدر و اگر پدر در قید حیات نباشد، به خرج مادر تامین کند.
سلب حضانت از پدر
طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی، اگر پدر یا مادر از فرزند به خوبی مواظبت نکنند، یا خود دچار انحطاط اخلاقی باشند، حضانت فرزند از آن ها سلب می شود. زیرا در این شرایط تربیت اخلاقی و سلامت جسمانی کودک به خطر می افتد. البته این سلب حق، باید توسط قیم، یکی از اقربا، والد دیگر و یا رئیس حوزه قضائی از دادگاه خواسته شود.
همچنین این ماده مصادیقی را هم برای موارد عدم صلاحیت پدر و مادر ذکر کرده است. این مصادیق عبارتند از:
1- اعتیاد به الکل، قمار و مواد مخدر به طرز زیان آور.
2- مشهور بودن به فساد اخلاقی و فحشا.
3- مبتلا بودن به بیماری های روانی (البته با گواهی پزشک قانونی).
4- سوءاستفاده کردن از کودک و مجبور کردن او به انجام کارهای غیر اخلاقی مثل گدایی، قاچاق، فساد و فحشا.
5- ضرب و جرح کودک بیش از حد متعارف تادیب.
البته به یاد داشته باشید که در تمام این موارد، باید بتوانید دلیل خود را در محکمه اثبات کنید. یعنی صرف ادعا به وجود یکی از مصادیق فوق الذکر، باعث سلب حضانت فرزند از پدر نمی شود.